رشد کمسابقه پایه پولی در پایان سال ۱۴۰۴ تازهترین آمارهای پولی و اعتباری نشان میدهد که اقتصاد ایران در پایان سال ۱۴۰۴ یکی از بالاترین نرخهای رشد پایه پولی در سالهای اخیر را تجربه کرده است. بر اساس این آمار، پایه پولی کشور با رشد ۶۱.۵ درصدی به حدود ۲۱۹۵ هزار میلیارد تومان رسیده است؛ […]
تازهترین آمارهای پولی و اعتباری نشان میدهد که اقتصاد ایران در پایان سال ۱۴۰۴ یکی از بالاترین نرخهای رشد پایه پولی در سالهای اخیر را تجربه کرده است. بر اساس این آمار، پایه پولی کشور با رشد ۶۱.۵ درصدی به حدود ۲۱۹۵ هزار میلیارد تومان رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۲۴.۵ درصدی سال ۱۴۰۳ افزایش قابل توجهی را نشان میدهد. این اختلاف چشمگیر تنها یک تغییر آماری نیست، بلکه میتواند نشانهای از تحولات عمیق در سیاستهای پولی، وضعیت بودجه دولت و نحوه تأمین منابع مالی اقتصاد باشد.
پایه پولی یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد کلان محسوب میشود و بسیاری از اقتصاددانان آن را موتور اولیه رشد نقدینگی میدانند. زمانی که این شاخص با چنین سرعتی افزایش پیدا میکند، معمولاً انتظار میرود آثار آن با فاصله زمانی چند ماهه در بازارهای مختلف از جمله کالا، خدمات، ارز، مسکن و حتی بازار سرمایه نمایان شود. به همین دلیل انتشار این آمار توجه بسیاری از کارشناسان اقتصادی را به خود جلب کرده است.

پایه پولی که گاهی از آن با عنوان «پول پرقدرت» نیز یاد میشود، شامل اسکناس و مسکوک در دست مردم، سپردههای بانکها نزد بانک مرکزی و سایر بدهیهای پولی بانک مرکزی است. این متغیر پایه اصلی خلق نقدینگی در شبکه بانکی محسوب میشود؛ زیرا بانکها با اتکا به این منابع میتوانند چندین برابر آن تسهیلات پرداخت کنند و حجم پول موجود در اقتصاد را افزایش دهند.
به همین دلیل، هرگونه رشد سریع در پایه پولی معمولاً در بلندمدت میتواند به افزایش نقدینگی منجر شود. اگر این افزایش نقدینگی همزمان با رشد تولید کالا و خدمات نباشد، نتیجه طبیعی آن افزایش سطح عمومی قیمتها و کاهش قدرت خرید خانوارها خواهد بود. به همین علت بانکهای مرکزی در اغلب کشورهای جهان تلاش میکنند رشد پایه پولی را در محدودهای کنترلشده نگه دارند تا از ایجاد فشارهای تورمی جلوگیری شود.
یکی دیگر از نکات قابل توجه در آمارهای منتشرشده، رشد ۶۳.۷ درصدی اسکناس و مسکوک در جریان است. افزایش این شاخص به معنای آن است که حجم بیشتری از پول نقد در اختیار مردم قرار گرفته و گردش پول در اقتصاد افزایش یافته است.رشد پول نقد معمولاً میتواند از چند عامل ناشی شود. افزایش تقاضای مردم برای نگهداری پول، رشد هزینههای مصرفی، افزایش پرداختهای نقدی یا حتی کاهش اعتماد به سایر ابزارهای مالی از جمله دلایل احتمالی این موضوع هستند. البته در اقتصادی که همزمان با رشد نقدینگی و تورم مواجه است، افزایش حجم اسکناس در گردش میتواند به تشدید انتظارات تورمی نیز دامن بزند و رفتار مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار دهد.
شاید مهمترین بخش گزارش منتشرشده، افزایش چشمگیر خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی باشد. این شاخص در پایان سال ۱۴۰۴ با رشد ۹۲ درصدی به حدود ۶۱۴ هزار میلیارد تومان رسیده است؛ موضوعی که نشان میدهد بخش مهمی از رشد پایه پولی دیگر ناشی از اضافهبرداشت بانکها نیست، بلکه از محل افزایش داراییهای خارجی بانک مرکزی ایجاد شده است.خالص داراییهای خارجی یکی از اجزای اصلی ترازنامه بانک مرکزی به شمار میرود و افزایش آن میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. تغییر نرخ تسعیر ارز، افزایش ارزش ذخایر ارزی، دسترسی به منابع ارزی مسدودشده یا تغییرات در ترکیب داراییهای خارجی از جمله عواملی هستند که میتوانند موجب رشد این متغیر شوند.
هرچند افزایش داراییهای خارجی در ظاهر میتواند نشانه مثبتی تلقی شود، اما اگر این افزایش از محل تسعیر نرخ ارز باشد، در عمل میتواند به رشد پایه پولی و افزایش نقدینگی منجر شود؛ موضوعی که آثار تورمی آن در میانمدت قابل مشاهده خواهد بود.
در میان آمارهای منتشرشده، یک نکته امیدوارکننده نیز به چشم میخورد. مطالبات بانک مرکزی از بانکها در پایان سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۴۴ درصد کاهش یافته است. این در حالی است که همین شاخص در پایان سال ۱۴۰۳ رشد مثبتی معادل ۵۱ درصد را ثبت کرده بود.این تغییر نشان میدهد که بانکها نسبت به سالهای گذشته وابستگی کمتری به منابع بانک مرکزی داشتهاند و احتمالاً اضافهبرداشت آنها کاهش یافته است. چنین اتفاقی میتواند نتیجه اعمال سیاستهای انضباطی بانک مرکزی، مدیریت بهتر نقدینگی در شبکه بانکی یا محدود شدن دسترسی بانکها به منابع پرقدرت باشد.
اقتصاددانان معمولاً کاهش استقراض بانکها از بانک مرکزی را یک سیگنال مثبت ارزیابی میکنند، زیرا این نوع تأمین مالی در سالهای گذشته یکی از مهمترین عوامل رشد پایه پولی و افزایش تورم محسوب میشد.
در مقابل کاهش بدهی بانکها، آمارها از افزایش مطالبات بانک مرکزی از دولت حکایت دارد. این شاخص در پایان سال ۱۴۰۴ رشد ۱۳.۵ درصدی را ثبت کرده است؛ در حالی که سال قبل با رشد منفی قابل توجهی همراه بود.
افزایش مطالبات از دولت میتواند به این معنا باشد که دولت برای تأمین بخشی از منابع مالی خود بیش از گذشته به ظرفیتهای بانک مرکزی متکی شده است. در شرایطی که کسری بودجه افزایش پیدا کند، استفاده از منابع بانک مرکزی یکی از راهکارهایی است که میتواند به رشد پایه پولی منجر شود. البته استمرار این روند معمولاً آثار تورمی قابل توجهی به همراه دارد و در بسیاری از کشورها تلاش میشود وابستگی بودجه دولت به منابع بانک مرکزی تا حد امکان محدود شود.
بررسی مجموع این آمارها نشان میدهد که ترکیب عوامل اثرگذار بر رشد پایه پولی در سال ۱۴۰۴ نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده است. در سالهای قبل، اضافهبرداشت بانکها و بدهی شبکه بانکی نقش اصلی را در افزایش پایه پولی ایفا میکردند، اما اکنون سهم خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی و همچنین مطالبات از دولت پررنگتر شده است.
این تغییر اگرچه از منظر کاهش بدهی بانکها اتفاق مثبتی محسوب میشود، اما همچنان نگرانیهایی درباره رشد سریع حجم پول و آثار تورمی آن ایجاد میکند. در واقع، تنها منشأ رشد پایه پولی تغییر کرده و همچنان حجم پول پرقدرت با سرعت بالایی در حال افزایش است.
ادامه روند رشد پایه پولی میتواند در ماههای آینده آثار خود را در بخشهای مختلف اقتصاد نشان دهد. افزایش نقدینگی معمولاً با فاصله زمانی بر قیمت کالاها و خدمات اثر میگذارد و در صورت نبود سیاستهای کنترلی مناسب، میتواند موجب افزایش نرخ تورم شود.
افزایش تورم نیز به طور مستقیم قدرت خرید خانوارها را کاهش میدهد و هزینه تأمین کالاهای اساسی، مسکن، حملونقل و سایر خدمات را افزایش خواهد داد. علاوه بر این، انتظارات تورمی نیز میتواند رفتار فعالان اقتصادی را تغییر دهد و موجب افزایش تقاضا در بازارهای دارایی مانند ارز، طلا و مسکن شود.
البته باید توجه داشت که رشد پایه پولی به تنهایی به معنای افزایش قطعی تورم نیست و متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، سیاستهای مالی دولت، مدیریت نقدینگی و نحوه عملکرد بانک مرکزی نیز در تعیین مسیر آینده اقتصاد نقش مهمی ایفا میکنند.
ثبت رشد ۶۱.۵ درصدی پایه پولی در سال ۱۴۰۴ را میتوان یکی از مهمترین تحولات اقتصاد کلان ایران در سال گذشته دانست. این آمار نشان میدهد اگرچه وابستگی بانکها به منابع بانک مرکزی کاهش یافته، اما در مقابل رشد قابل توجه خالص داراییهای خارجی و افزایش مطالبات از دولت، موتور جدیدی برای افزایش پایه پولی ایجاد کرده است.
در صورتی که سیاستگذاران اقتصادی نتوانند رشد نقدینگی را کنترل کرده و همزمان کسری بودجه را کاهش دهند، احتمال تداوم فشارهای تورمی در سالهای آینده افزایش خواهد یافت. از این رو، مدیریت پایه پولی و حفظ انضباط مالی همچنان یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد ایران خواهد بود؛ موضوعی که نهتنها بر شاخصهای کلان اقتصادی، بلکه بر معیشت روزمره میلیونها خانوار نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
دیدگاهتان را بنویسید